
به مناسبت تولد استاد:
علينقي وزيري 1358_1265
علينقي وزيري در سال 1265 شمسي در تهران متولد شد. پدرش موسي وزيري افسر قزاقخانه بود که از جواني به کارهاي هنري پرداخت و به تعليم تار و ويلن مشغول شد. از شاگردان ممتاز درويش خان بود. ** علينقي وزيري بعد از تحصيلات مقدماتي در قسمت موزيک نظام به فرا گرفتن ( نت ) پرداخت و چند سال در اروپا در اين رشته مطالعه کرد و در مراجعت به کشور چنان در راه موسيقي کشور تلاش کرد که او را ( پدر موسيقي جديد ايران ) ناميدند.او موسس مدرسه عالي موسيقي و كلوب موزيكال و همچنين سرپرست مدرسه موسيقي دولتي و هنرستان موسيقي و اداره موسيقي كشور بود. ** روح الله خالقي از شاگردان او معتقد است که خدمات کلنل وزيري به موسيقي ايران به حدي است که مي توان گفت هيچکس تا کنون در صنايع ظريفه چنين کار مهمي انجام نداده است ** استاد وزيري در تهيه مارش هاي ميهني کوشش فراوان داشت و آثار با ارزشي از خود به يادگار نهاده است.
از آثار مكتوب وزيري مي توان:
دستور تار وسه تار (دو جلد) ، دستور ويولون (2 ج)، موسيقي نظري (3 بخش) ، در عالم موسيقي وصنعت ( مجموعه خطابه ها) ، سرودهاي مدارس ، زيبا شناسي در هنر وطبيعت ( ترجمه و اقتباس)، تاريخ عمومي هنر و زيبا شناسي ، سردوها از پندهاي سعدي و مجموعه نوشته هاي پراكنده ( به كوشش سيّد عليرضا ميرعلي نقي) را نام برد.
آثار مصوت:
صفحات گرامافون ، شامل تكنوازيهاي تار ، همنوازيها( با ساز/ اركستر / آواز) از ساخته هاي خود ، همراه كلام حسين گل گلاب و ديگران . بازسازي شده ها توسط اركستر بزرگ راديو تهران ، به رهبري روح الله خالقي و جواد معروفي .

به ياد استاد...
بي شك دومين خاندان هنر كه سهم بزرگي در ايجاد نظام دستگاهي و تنظيم هفت دستگاه موسيقي ايراني دارند خاندان شهنازي است كه بزرگ خاندان آن آقا علي اكبر فراهاني معروف به شهنازي مي باشد.او بي ترديد از نوازنداگان زبر دست تار بود به گونه اي كه در آن زمان كه اروپاييان توجه زيادي به موسيقي ايراني نداشتند از شنيدن صداي ساز ايشان متاثر مي شدند.بنابراين پرورش يافتن دو استاد بزرگ آقا حسينقلي و ميرزا عبدالله در خانه چنين پدري بعيد به نظر نمي رسد.
آقا حسينقلي كه در نواختن تار و سه تار استاد محسوب مي شد به جنبه معنوي موسيقي ايران نيز علاقه مند و معتقد بود او هنرمندي بود كه عارف گفت:«تار هم بعد از ميرزا حسينقلي چراقش تقريبا خاموش شد...» ولي شايد با بزرگ شدن فرزند او علي اكبرخان شهنازي بتوان در اين گفته عارف ترديد داشت چرا كه او فرزند خلف پدر و بعد از او به عنوان معروفترين و مشهورترين استاد تار شناخته شد.او در همان دوران نوجواني به چنان تبحري دست يافت كه به شاگردان پدر و عمويش ميرزاعبدلله درس مي داد.
علي اكبر خان به غير از نواختن تار به نواختن سه تار و پيانو نيز آشنايي كامل داشت.تخصص او در كوكهاي مخصوص ،پيش درآمدها و رنگهاي زيبا بود. نزد او شاگرداني همچون فرهنگ شريف،لطفي و دلنواز و... پرورش يافتند. آشنايي او با استاد اقبال آذر باعث شد نغمات زيبايي از آن دو به يادگار بماند و به درستي كه نواي معنوي و زيباي تار او هنوز گوشنواز و در اذهان به يادگار مانده است.يادشان گرامي .
در آرامش نيمه شب،نغمه رست همچون ضرباهنگ واژگان نامه رسيده از سوي ياري
عزيز،احساسات را تحت تاثير قرار مي دهد؛ يار مهرباني كه به سرزميني دور سفر كرده و مدتها
از او بي خبر بوده اي و رست هم چون نامه اوست كه مي آيد؛بارقه اميد را زنده مي كند و جان
را وعده ديدار مي دهد. خواننده اي كه نغمه رست سر داده،برايم همچون پيكي است كه نزديكي
سپيده دم و پايان تاريكي را نويد مي دهد،كه گفته اند: « پايان شب سيه سپيد است». "جبران"
و اما بیاد استاد:

سكوت كنيد
نغمه در سكوت متولد مي شود...




وقتي صداي سازت تو را به وجد مي آورد انصاف نيست فقط به هنر خودت بيانديشي
، عادلانه تر است به سازت نگاه كني و جاي انگشتان سازنده اش را جستجو كني
و چه چيز از اين زيباتر كه هنر دستي جاودانگي هنرمند براي هميشه باشد.
تنها صدا است كه مي ماند،تنها طنين نغمه هاي دل است كه به جاي خواهد ماند.
تا وقتي تار يحيي هست يحيي زنده است،تا وقتي صداي ساز هنرمندي هست
موسيقي زنده مي ماند و هنرمند جاودان.دور از انصاف است اگر مزد انگشتان هنرمند
اين هنرمندان چيزي جز بوسه باشد...![]()

موسي معروفي
معروفي، فرزند ” امين الملك” در سال 1268 در خانوادهاي متدين
وموسيقي دوست متولد شد. او به موازات تحصيلات قديمه ( كلاسيك) نزد
آقا يوسف صورتگر، كه از عكاسان خاص دربار ناصري بود نواختن سه تار را
شروع كرد و گاه پيانو نيز مينواخت. معروفي، سالها كار كرد تا اينكه به اخذ نشان تبرزرين از دست درويش خان نائل شد. وي پس از چندي، نزد سلطان حسين خان هنگ آفرين به فرا گرفتن ”نت” پرداخت. او از همان سن نوجواني به اين فكر افتاد تا رديف موسيقي سنتي ايران به خط نت نوشته و آن
را از دستبرد زمان و آسيب محفوظ دارد. او با اينكه از قابليتهاي بسيار براي احراز مقام ” نوازنده حرفهاي” برخوردار بود، عشق به جمعاوري و نوشتن رديف او را از صرافان نوازندگي انداخت و فقط به تدريس پرداخت. براي نوشتن رديف باهمه اساتيد زنده زمان خود تماس گرفت تا با جمعآوري رديف هر كدام از آنها و انطباق آنها با يكديگر ، صحيحترين روايت را بيابد. اين كار سي سال از عمر و وقت موسي خان را گرفت .او در اوايل تاسيس راديو، با نوازندگان آنجا همكاري داشت ولي اين دوران خيلي كوتاه بود. معروفي سالها در هنرستان موسيقي ملي تدريس كرد و در پيچ و خمهاي توانفرساي سلسله مراتب اداري در فشار بود او براي انتشار هر يك از آثار خود، زحمات و سختيهاي فراوان كشيد ولي با اين حال از زحمات و مشقات توانفرساي او هيچ گونه تقديري به عمل نيامد و حتي ادارهي هنرهاي زيبا ، هنگام چاپ كتاب او به آوردن عنوان ساده
گردآورندهي موسيقي: ”معروفي” اكتفا كرد.
تار- معروفي
حالا كه قرار شد راجع به سازم سه تار بنويسم مي بينم كه چيزي از اين ساز
نمي دانم،مي بينم فقط ادعا مي كنم نوازنده ام يا شايد به قول بعضي ها كلاس
مي گذارم كه من هم نوازنده ام. ولي وقتي به صداي ساز عبادي گوش مي دهم
مي بينم فقط پا توي كفش بزرگتر ها كرده ام كه بگويم من هستم يا شايد به
قولي بگويم :منم خریدار یوسفم


